3ماهگی مهراد جونی
اولین تجربه پسرم که رفتیم دامغان یه خورده خوشخواب شده بود به خاطر اینکه هوا تمیز بودو شما هم نسبت به تهران بهتر می خوابیدی.


فاطمه و هانیه و تارخ کلی باهات بازی می کردن و برای همه دلبری می کردی

بد قلقی هم میکردی چون جات عوض شده بود

شیرین کاریهاتم با مزه ست.

خاله راضیه برات چتری درست کرده

وزبون درازی هم می کنی


پسرم اهل تفریح هم هست
رفتیم باغچه بابا قاسم توفشم اینقدر تو تابستون(شهریور)سرد بود که داشتیم یخ میزدیم ومنم واست کلاه نبرده بودم ومجبور شدم لباستو سرت کنم

تازه عروسی هم میری
تو دومین سفرش که ملایر میشه عروسی اسماعیل رفتیم.


جوجومادیگه تو 3 ماهگی کاملا گردنشو میگیره.

مرحله رشدشما:
با شنیدن صدای آشنا ساکت میشی و با صدای بلند از جا میپری.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


3ماهگی مهراد جونی
